رد شدن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب cineteca di bologna

Solo nella tradizione è il mio amore?

 پازولینی در عنفوان جوانی که مصادف است با اوج فرهنگ و جامعه‌ی فاشیستی در ایتالیا و اروپا در کنفرانس نویسندگان اروپایی شرکت می‌کند که با سخنرانی پرطمطراقی از گوبلز خاتمه می‌یابد. در مجله‌ای به نام “Architrave” که ارگانی است برای دانشجوهای فاشیست در آگوست ۱۹۴۲ گزارش بسیار جذابی با عنوان «فرهنگ ایتالیایی و فرهنگ اروپایی در وایمار» از این کنفرانس ارائه می‌دهد. در این گزارش که ناهمسویی او با هر اظهار پروپاگاندا محوری آشکار است از گفتگوهایش با جوان‌های اروپایی می‌گوید و بازیافتن سیمای خودش در چهره‌ی جوانان اسپانیایی. بر نسل جدید و «جوانی» تاکید می‌کند و مدام از نامی به نامی از شاعران شهره به مخالفت با فاشیسم یاد می‌کند. این شاید اولین جایی هم باشد که از سنت می‌گوید. آنچه بعدها در «تحولی دایمی» به یکی از مضامین اصلی نوشته‌ها و فیلم‌هایش تبدیل می‌شود و البته یادآور یادآوری سال‌ها بعد اوست که گفته بود در شانزده سالگی با خواندن شعری از آرتور رمبو آنتی‌فاشیست شده بود.   آنچه در ادامه می‌آید نقل قول ابتدایی این گزارش و ترجمه بخش‌هایی از این گزارش است که درباره‌ی تلقی خودش از سنت می‌نویسد:...

چند طرح برای یک خودنگاره

  همیشه از دیدنِ ابرها حیرت می‌کنم. قیدِ همیشه و صفتِ حیرت در کنارِ یک اتفاقِ روزمره شاید چندان قابلِ درک نباشد. اما من هر روز به آسمان نگاه نمی‌کنم. هر ساعت پنجره را باز نمی‌کنم. گاهی به آسمان خیره می‌شوم و همیشه از دیدنِ ابرها حیرت می‌کنم.   چند روزِ پیش ابرها را ورانداز می‌کردم. سلسله‌ی باریکِ ابرهایی را که در یک قدمی بودند. در یک قدمیِ دریا. سر که بر می‌گرداندی در یک قدمیِ زمین. اگر نقاش بودم تصویرِ خودم را، محاصره در زنجیرِ ابرها، حیرت زده و حیران، با لبخندِ تازه‌ای گوشه‌ی لب و بغضِ مرده‌ای در گوشه‌ی چشم، خطوطِ بریده‌ی چهره‌ام را، در محاصره‌ی جرقه جرقه های ابرها، در خیال، تصور می‌کردم، تا بلکه، یک روز، قلم بزنم.   اما من نقاش نیستم. نقش‌ها را در خاطره‌ام نگه می‌دارم. نقش‌ها را به کلمه‌ها می‌چسپانم، یا شاید برعکس، کسی نمی‌داند.   بالاخره کلمه‌ها پیشی می‌گیرند. قدم‌های رفته را رفته‌رفته به کلمه می‌شمرم. کلمه‌ها پیشی می‌گیرند و چشم بر می‌گردانم. گرِدیِ تیره‌ی آسمانِ آن شبی را به خاطر می‌آورم و سر در قدم‌هایِ پوست‌پوست شده‌ام فرو می‌برم.   می خواستم از شب...