رد شدن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب VIA DE NICOLA GALVANI 23

یک نامه ی عاشقانه (2)

 در پناهِ نورِ دورم. بر فرازِ رازِ نزدیک.    قلب نمی‌شکند. تا به حال هیچ قلبی نشکسته. این نوکِ انگشتِ شصتِ پاست که تیر می‌کشد. این تیر است که استخوان‌ها را در می‌نوردد. این استخوان است که جُم نمی‌خورد. کرخت و گنگ رو به روی هیچ‌ کسِ دنیا می‌ایستی و گم می‌شوی. توی دالانی که بارِ خوابِ بعیدی بر آن سنگینی می‌کند.    در توصیفِ احساساتم هیچ وقت به خوبیِ هیچ کس نبوده‌ام. به خصوص به خوبیِ تو. من به بدیِ خودمم. همیشه به بدیِ خودم بوده‌ام. یک روز به منتهایِ بدیِ خودم خواهم رسید. بی‌خیال و بی چرا.    امروز باز گنگِ کابوس زده‌ای شده‌ام که جانش از شش جهت در رفته. حرف‌هایی یک روز گفته شده‌اند و چنان هم گفته شده‌اند که هر بار توی پوستِ آدم مورمور می‌شوند. چه ظلمی به خود کردیم. به خصوص وقتی که غرضِ گوینده به کل چیزی دیگر بود. به خصوص گوینده اصلا بی غرض بوده. گوینده ناتوانی بوده بی خبر از عمقِ ناتوانی‌اش. گیج و در حالِ دست و پا زدن، به هر قیمتی، به هر کلمه‌ای. کلمه این وقت‌ها بارِ معنایی ندارد، چاهِ فروبرنده است و زبان ریسمانی که آدمِ افتاده در چاه بر آن چن...

عابد و معبود و معبد

از دفترِ یادداشت، یکی دو ماهِ پیش:      خدا را به شکلِ ماه و در هلالِ ماه می دیده اند. یکی دو تا از دوستان در گروهی ذکرِ تصورِ خدای کودکیشان کردند. حلولِ خدا در هلالِ ماه لابد جوابِ خوبی است در بسترِ تربیتِ اسلامی. اما فراتر، خودِ خدا را ماه تصور می کرده اند. درستِ مثلِ تصوری که هگل از خدای زرتشت داشته و بسیاری مُسلمین هم از گبرها دارند.‌ نور نه نمادی از خدا نه نشانه ای از او که خود خداست.‌ خدا نه تپشِ درونیِ مظاهرِ طبیعت که خود یکی از این مظاهر است. تاریخِ شخصیِ خودِ آدم چقدر تنه به تنه ی تاریخِ بشر می زند؟ لابد اینجور تصوری را یک زمان یک عده قویا داشته اند. لابد. من که نمی دانم.. من از خدا وقتِ بچگی چه تصوری داشتم؟ چیزی یادم نمی آید. مراجعه به بچگی هم مثلِ مراجعه به تاریخ و متونِ قدیمی است. مثلِ که شاید نشود گفت. اما خُب اشتراکاتی هست و فکرِ دچارِ فعال می تواند که کشفِ شهود کند. هر چه فکر می کنم تصوری از خدا در کودکی به یادم نمی آید. خدا بود. همه جانبه و همه جایی بود. حضوری قطعی و فراگیر. اما شکل نداشت. بچه ها گفتند و من هم فکرش بودم که در مکتب خانه به ما (سنی ها) م...