از دفتر یادداشت: جعفرخان از فرنگ برگشته یک موقعیت است با چند تیپ. غرض، بازنماییِ یک وضعیت به واسطه ی این نمونه تیپ هاست. دو تیپِ اساسی این موقعیت جعفرخان و دایی اند. دو سرِ یک مساله ی واحد. مساله بر سر مواجهه با فرنگستان است. با مرورِ تاریخِ معاصر اغلب به ما اینطور القا می شود که این دو تیپ مهم ترین پیش برنده های وقایع مختلف در ایران بوده اند. تعارض و کشاکشِ این دو و دستِ بالای گاهی این، گاهی آن، سرنوشتِ تاریخِ معاصرِ ماست. بعضی این دایی و بعضی جعفرخان اند. اما خب غالبا گاهی دایی و گاهی جعفرخان اند. حسنِ مقدم در طرح ریزیِ این موقعیت طرحِ یک مواجهه ی ناقص و یک بن بست دو سویه را ریخته است. بحثِ امروز اما اتفاقا بر سر این نباید باشد که همه ی تاریخ را در دو طیف خلاصه کرد و مرزِ مشخصی بین این و آن کشید. تجدد طلبان در یک سو و سنت گرایان در سوی دیگر. این جور تاریخ زدایی فارغ از از ناتوان کردنِ ما در دیدنِ آغشتگی ها، این را نیز نادیده می گیرد که هر دوی این دو طیف تحتِ تاثیر موقعیتِ غالبی اند که به ناگهان بر آشفته شان کرده. بعد از گذشت صد و خورده ای سال در همچنان بر همان پا...